سال نو رو به دوستداران دشتی بزرگ و همراهان همیشگی وبلاگ کوچک هکال تبریک می گویم
اینبار در این روزهای آغازین سال جدید می خواهم شما رو با یکی دیگر از شخصیت های دلیر ولی گمنام دشتی بزرگ آشنا کنم
بعد از حمله تجاوزکارانه نیروهای انگلیسی به بوشهر و به دنبال فتوای جهاد از طرف علماء، مردم مبارز و غیرتمند دشتی به رهبری «خالو حسین دشتی» و دیگر بزرگان همچون مردم سایر نقاط استان به یاری رئیس علی دلواری شتافته و مردانه و سرسختانه در مقابل تجاوز گران ایستادگی کرده و در این میان بیش از چهل شهید تقدیم اسلام و وطن عزیز می کنند متاسفانه با وجود خلق حماسه ای این چنین بزرگ و دادن این همه شهید اکنون که ده ها سال از آن گذشته حماسه این دلیرمردان آنچنان که شایسته و بایسته است شناخته نشده و بیشتر شهیدان این نهضت خونین، گرد غربت و مظلومیت و گمنامی برچهره شان نشسته است.از جمله شهیدان گمنام این نهضت می توان محمدبن فریدون گنخکی دشتی را نام برد که در دشتی او را با «محفرید»می شناسند. اجداد وی در اصل از مردم گنخک کاکی دشتی بودند که بنا به عللی به « خر گونه» روستایی در جنوب غربی آبدون مهاجرت و او در آنجا در خانواده ای شجاع و مومن متولد می شود. دوران جوانیش مصادف می گردد با جنگ بین الملل اول و هجوم قشون انگلیسی به خاک پاکش لذا به عنوان عمل به تکلیف دینی و ملی تفنگ «روسی» اش برداشته و به کاروان سالاری خالو حسین دشتی عازم میدان جهاد می گردد و دلاورانه می جنگد تا شهید می گردد. داستان شهادتش شنیدنیست بنا به نقل شفاهی ، در یکی از نبردها که نیروهای هندی و انگلیسی چون مور و ملخ به سویش هجوم آورده بودند یک تنه و مردانه به مبارزه بر می خیزد و آنقدر شلیک می کند که لوله اسلحه اش داغ و از کار می افتد ، اسلحه را پرتاب می کند آنگاه چاقو از کمر در آورده همچون شیر از سنگر به در آمده جسورانه و بی باکانه به جان اشغالگران می افتد و عده ای را کشته و عده ای را زخمی می نماید و پایمردی و ایثار را به حد اعلی می رساند و سر انجام هدف مسلسل دشمن قرار گرفته و لب تشنه شهد شهادت می نوشد. بعد از شهادت ، اهالی دشتی پیکر خونین و مشبکش را با احترام به زادگاهش منتقل و در جوار بقعه میربهزاد ابن میر بهرست به خاک می سپارند. در پایان باید اظهار تاسف نمود با وجود اینکه این مرد غیور برای استقلال و آزادگی ما و عزت ایران و ایرانی جان شیرین را فدا کرد هنوز بعد از سالها قبر درست و حسابی و در خور شان ندارد پس بجا و شایسته است که مسئولین ذیربط قبر ایشان تعمیر و بنایی آبرومند بر آن بنا و شرح حال وی نیز در لوحه ای نوشته و بر دیوارش نصب کنند. به امید آن روز
نویسنده و محقق:جناب استاد غلامحسین هادی نژاد
دبستان شهید محمد جواد بستان روستای میانخره

اینبار با دو عکس از روستای میانخره بروز شدم
یکی آرامگاه حضرت آیت الله حاج سید علینقی حسینی دشتی میانخره ای و دومیش هم نمایی از اولین مدرسه ی علمیه ی استان در روستای میانخره میباشد
امیدوارم مورد قبولتون واقع بشه


با سلام خدمت شما خوانندگان همیشگی وبلاگ کوچک هکال
اینبار با مطلبی از اشعار غیر دوبیتی از فایز در خدمت شما هستیم
گرچه شهرت فايز به دوبيتي هاي اوست و وي را با ترانه هايش مي شناسند وغزليات ومثنوي هايش تأثير واهميت ترانه هايش را ندارد، با اين حال چند مرثيه در قالب غزل ومثنوي يافت شده كه هر چند داراي چندان ارزش واهميت ادبي نمي باشد ولي چون تنها اثر فايز در زمينه اي غير از ترانه است در اين جا آورده مي شود .
شعري در قالب غزل در مدح امام حسين(ع)
اي نام تو آرايش هر مسجد ومنبر واي ذكر تو زينت ده هر محفل و محضر
بي نام تو مسجد چه بود،طرح مهندس بي ذكر تو محفل چه بود ، نقش مصور
آفاق پر از زمزمۀ تو باشد نام تو شفا بخش همه عاجز مضطر
گر تيغ تو در كرب وبلا جلوه نمي كرد تا حشر بدي خلق جهان يكسره كافر .آن جلوه كه شمشيرعلي كردبه خندق ضرب تو فزونتر بود از ضربت حيدر .
زيرا كه نبي بود وعلي بود وسپاهي عمرو آمد و تنها به علي گشت برابر .
شاه شهدا يك تنه با خلق جهاني آن كرد كه حيدر نكند در صف خيبر
. فرياد از آن دم كه گرفت اوبه كمربست ديدش كه فتاده به زمين نعش برادر
. بي خود شد وازاسب بيفتاد به زاري زآنان كه برفت طاقت وهوش از تن وازسر
. اي ماه بني هاشم واي صف شكن من اي در همه احوال مرا مونس و ياور
فايز! به عزاي شه لب تشنه فغان كن تا شافع جرم تو شود در صف محشر
***************************************
مرثيه اي ديگر
ببر اي ساربان در قتلگاهم بده مژده حسين كم سپا هم . بگو عباس! بر پاكن علم را بر آور آرزو هاي دلم را . مگراي ساربان اين جاچه جايست؟ كه آن خوشبوتر از جنت سرايد . نسيمش در مشامم خوشتر آيد كه اين جا بوي زلف اكبر آيد . الا اي ساربان مشكن دلم را فرود آور د ر اين جا محملم را . فرود آور دراين جا محمل من كه اين جا خوش فرود آمد دل من . خس وخاري كهدراين سرزمين است نشيمنگاه سرو و ياسمين است . همين خاك است منزلگاه جانان نهم سر بر سر خاكش دهم جان . عجب اين خاك، خاك مشك بيزاست كه هم شادي فزا همه غصه خيزاست . عجب اين خاك،خاك باصفائيست يقين آرامگاه دلربائيست . عجب اين خاك بويش عنبرين است يقين با خون مهرويان عجين است . برهنه پا بر هر نا سزاوار برهنه ، بر مغيلان پاي پر خا ر . سر از اين خاك هرگز بر ندارم مگر از تن رود جان فگارم . براي اين زمين بود اي عزيزان گذاريم كه تا اين جا دهم جان
********************************
وشعري
ناتمام در مدح عباس بن علي بن ابي طالب(ع)كوفيان گفتند« عباس آمد از بهر ستيز ما نداريم دست جنگ او مگر پاي گريز .
اي پياده برزمين افكن تواين تير وكمان واي سوار عباس آمد جوشن ومغر بريز
. اي غضنفر فر هژ افكن كه شبل حيدر است زاو بينديشيد كامد شير با شمشير تيز
********************************
رباعي
اي شاه نجف هر دو جهان شاهي تو ره گمشدگان به سوي حق راهي تو . فايز نشناسدت وليكن داند الله نه اي ولي اللهي تو
***************************************
فايز با تظاهر،ريا،بيكارگي وتن پروري به شدت مخالف بوده وريا كاران وتن پروران را سرزنش مي كرده است. گروهي از طلبه در بردخون كه در زمان فايز دارلعلم كوچكي بوده فقط به درس خواندن وتن پروري وخورد وخواب مي پرداخته اند وبدين بهانه از كار وكوشش سرباز مي زده اند، اين تنبلي وتن پروري وبي توجهي آنان به كار وكوشش نفرت وخشم فايز راكه به زبان وصرف ونحو عربي هم تسلطي داشته نسبت به آنان برانگيخته وسبب مي شود كه اين قطعه شعر ملمع را بسرايد:
ايها الطلاب نامو في ب يوت - واسكنو في دار كم كالعنكبوت . فاذكروا اشعار باقر دائماً - لا تقولو كان زيد قائماً . مدرسه كه بايد تن لاغر كند جسم را افسرده، رخ را اصغر كند . مدرسه كي زيبد اين نابخردان جاي اينان است اصطبل خران منبع: ترانه هاي فايز- عبدالمجيد زنگويي- انتشارات ققنوس - 1387ببخشید که خیلی وقت بود نیودم به نت
ولی امروز اومدم در مورد گویش سرزمین عزیزمان دشتی بنویسم
گویش دشتی ریشه در زبان باستان ایران و زبان پهلوی ساسانی دارد. گویش دشتی از دقیقترین و از نظر استقلال زبانهای محلی از خالصترین گویشهای جنوب ایران است که اغلب کلمات اصیل فارسی در آن وجود دارد. شاخههای این گویش از حدود جغرافیایی دشتی گذشته، تا بنادر ثلاثه و توابع آن ادامه دارد و حتی در منطقه کوهستانی جم و ریز اغلب کلمات به صورت فصیح کتابی استعمال میشود. یکی از نشانههای اصالت گویش دشتی (منطقه دشتی) این است که هنوز واژه و لغاتی از زبان پهلوی ساسانی در آن وجود دارد چنان که در بعضی از روستاههای دشتی که کمتر تحت تأثیر زبان عربی و سایر زبانهای بیگانه قرار گرفتهاند برخی از کلمات و واژههای زبان پهلوی محفوظ ماندهاست. به طور مثال لغت کٌهنه « Kohne » را کوهنه « Kwahne » تلفظ میکنند که در زبان پارسی باستان کوهنک « Kwahnak » بوده تنها تغییری که بر این لغت عارض شده تبدیل حرف « کاف » در آخر کلمه به «ها » غیر ملفوظ است یا لغت خوش از خوَش « Xwas » و خورد از خوَرد« Xward » تلفظ میکنند هم چنین واژگان « شتر » اشتر « Ostor » اِشتُو « Estow » « شتاب » و ... همگی بازمانده زبان پهلوی جنوبی یعنی زبان رایج روزگار ساسانی است.
پاینده باد دشتی بزرگ
ببخشید که چند مدتیه نبودم
رفتم جایی که به اینترنت دسترسی ندارم
ولی با گوشی به همتون سر میزنم ولی نمیتونم نظر بدم
ان شالله به زودی بروز میشم
ارادتمند شما
فرزند کوچک دشتی بزرگ:داود بستان
وقتی عالمی فقیه،فوت کند در اسلام رخنه و حفره ای ایجاد می شود که هیچ چیزی نمی تواند جای آن را پر کند.
حضرت محمد(ص)
با سلام خدمت شما خوانندگان وبلاگ هکال
امروز قلب دشتی ایستاد و شهرستان عالم پرور دشتی یتیم شد
مردم دشتی و تمام استان بوشهر امروز ساعت ۱۶ پیکر این بزرگ مرد را با مراسمی بزرگ تشیع و به شهر مقدس قم فرستادن تا در کنار بارگاه ملکوتی کریمه ی اهل بیت برای ابد بماند.
امید است امروز که دشتی قلبش ایستاده جوانان ما دوباره با علمشان براهش بیندازند
و دوباره دشتی در عالم پروری خودنمایی کند.
بنده ی حقیر فرزند کوچک دشتی بزرگ از طرف خود و مردم داغدارروستای میانخره که زمانی میزبان حضرت آیت الله العظمی حاج میرزا احمد دشتی بوده اند که برای کسب علم به حوزه ی علمیه ی روستای میانخره آمده بودند،این ضایعه را به امام زمان(عج)،نایب بر حق امام زمان(عج) امام خامنه ای،مردم دشتی بزرگ و دنیای تشیع تسلیت عرض مینماییم.

عكس هاي مراسم تشييع از بوشهر تا قم در
ادامه مطلب...
و امّا شرح ماجرا :
بعد از کشته شدن نایب کنسول و همراهانش دراطراف کوه کزی به دست رئیس علی ، انگلیسی ها تصمیم می گیرند به تلافی این موضوع ، بندر دلوار را تسخیر و ساکنانش را قتل عام کنند.لذا روز دوم شوال 1333 هجری قمری ناوگان جنگی انگلیس مرکب از چهار کشتی جنگی به نام های جنبو ، اودین ، لاورنس و اسپکل با پنج هزار سرباز انگلیسی و هندی تحت فرماندهی « کاپیتان ویک » در ساحل دلوار لنگر می اندازد.قبل از حرکت ناوگان ، رئیس علی از طریق مجاهدین بوشهری ، از حمله ی قریب الوقوع نیروهای دشمن مطلع و به فکر تهیه ی نیرو می افتد و از روسای دشتی که میدان مصاف را چون شب زفاف داشته و در وطن دوستی شهره ی آفاق بوده اند استمداد می طلبد.آنان همگی به رئیس علی جواب مثبت داده و با تفنگچیان تحت امرشان به طرف دلوار حرکت می کنند ، که یکی از این رؤسا زایر عبدالحسین بود.که البته به علت مسافر بودن با یک روز تأخیر به دلوار می رسد.لذا نزد رئیس علی رفته و از این بابت عذر خواهی میکند.آری.چند ساعتی پیش از ورود کشتی های جنگی دشمن به دهانه ی دلوار ، رئیس علی در کنار دریا سنگرهایی همسطح کناره ، روی اصول جنگی ساخته و قریه دلوار را از اهالی تخلیه و آماده نبردمی گردد.
هنگامی که نیروهای دشمن وارد ساحل شدند ، مورد حمله ی مجاهدین قرار گرفته و تعداد زیادی کشته شدند.امّا با گذشت زمان بر شدت حملات و بمباران های دشمن افزوده شد و جنگ سختی بین طرفین در گرفت و بیگانگان شروع به بمباران سنگرهای مجاهدین کردند.در این زمان دو نفر از اهالی دشتی در سنگر رئیس علی مشغول جنگ بودند به نام های « سید محمود گلستانه » و دیگری علی فرزند ابراهیم ( علی بریمو).این سه تن با هم « عهد زن طلاق » بستند و قسم یاد کردند یا جسدشان ( بومی : لشاشان) از سنگر بیرون کنند یا جلوی انگلیسی ها را بگیرند.لذا تا سرحد امکان مقاومت کردند.امّا پس از اینکه سنگرشان شناسایی و هدف توپ های سنگین قرار گرفت و دود باروت و گرد و خاک مانع دیدشان شد ، رئیس علی مقاومت را بی فایده دانست لذا از سنگر خارج شد و به دنبال او سید محمود هم سنگر را ترک گفت ، امّا علی بن ابراهیم همانجا ماند تا اینکه هدف گلوله ی توپ قرار گرفت و شهد شهادت نوشید..باری بر اثر آتش شدید دشمن ، مجاهدین به ناچار به شرق دلوار و حوالی « کلات بُحیر » تغییر موضع داده و سرانجام بندر دلوار را بعد از مقاومتی جانانه اواخر رمضان سال 1333 ه.ق به اشغال انگلیسی های اشغالگر در آمد.آن ها پس از ورود به دلوار ، نخلستان آنجا از جمله باغی در جنوب روستا معروف به باغ محمد فرزند احمد از بین بردند.امّا این پایان ماجرا نبود.چرا که پس از آنکه دلوار توسط مهاجمین تسخیر شد ، مجاهدین به فکر چاره افتادند لذا به دستور رئیس علی نیروها به دو دسته تقسیم شدند و بعد از نیمه شب قسمتی به بندر دلوار و قسمتی دیگر به نخلستان های اطراف آن حمله ور شدند و جنگی تن به تن و خونین بین طرفین در گرفت.سرانجام با کشته شدن فرمانده قوای مهاجم توسط « زایر عبدالحسین بوجیکی » قوای مهاجم تا ظهر روز بعد ، پس از دادان تلفات بسیار دلوار را تخلیه و با حقارت تمام به کشتی های جنگی خود پناه برده و به طرف بوشهر فرار کردند.نظر به اهمیت کار زایر عبدالحسین که بعدها تعبیر به « فتح عظیم اسلام علیه کفر » گردید ، ما حسن ختام این مقاله را چگونگی کشته شدن آن فرمانده به دست زایر عبدالحسین قرار داده و در این راستا بهتر دیدیم عنان قلم را به دست مرحوم سید محمد حسن نبوی بسپاریم و از گفته هایش خوشه چینی کنیم :
افسر انگلیسی با سربازانش در باغ موضع گرفته و در جای امنی خود را زیر کوره دمیت نخل پنهان کرده بود.او با تک تیر اندازی هایش مجال سر در آوردن به کسی نمی داد.رئیس علی و زایر عبدالحسین که در کنار هم بودند.تیرهای حساب شده و دقیق افسر انگلیسی همه را کلافه کرده بود.از آن بدتر نمی توانستند جایش را مشخص کنند.رئیس علی و زایر عبدالحسین که در کنار هم سنگر گرفته بودند چاره جویی می کردند.یکی دوربین بر چشم می گیرد و دیگری تفنگ در دست نگه می دارد.زایر عبدالحسین با دوربین جرقه و برق شلیک افسر را دیده و جای او را پیدا می کند و می گوید : « رئیس جاشم وادی » ] جایش را پیدا کردم [ .رئیس می گوید : « جاش کجان؟!»] کجاست؟[ زایر عبدالحسین : جاش تُو کوره ی دمیتی که فلان جاست و با انگشتان دست نشان می دهد. رئیس علی با دقت و توجه متوجه شراره و خود تیر انداز می شود و حرف زایر عبدالحسین را تصدیق می کند.چون زایر عبدالحسین در تیر اندازی بسیار ماهر بوده و کمتر تیرش به خطا می رفت ، رئیس علی تیر اندازی را بر عهده ی او می گذارد و خود دوربین به دست می گیرد. و هدف را با دوربین در نظر می آورد. زایر عبدالحسین با نشان گرفتن و به اصطلاح دید گرفتن، انگشتان را پشت ماشه ، بسم الله ، فشار به ماشه ، تش میخو ] آتش می گیرد [ . و در لحظه ی بعد رئیس علی در حالی که دوربین به چشم هدف را می پاید ، می گوید : « زار السین بار کلّا خُوِت ز تش » ] زایر عبدالحسین بارک اله خوب بهش زدی[.اللهم صل علی محمد و آل محمد.با کشته شدن افسر فرمانده جمله سربازها به طرف دریا پا به فرار می گذارند .مجاهدین با تعقیب سریع امان از آنها می گیرند.رئیس علی با صدایی رسا و بلند می گوید : بُچا تاتو میشا سفیداش بزنین هندیا تخصیریشو نی.]بچه ها تا می توانید سفید پوست ها را بزنید ، هندی ها زیاد مقصر نیستند[.تا مهاجمین خود را به لب دریا می رسانند ، عده ی زیادی از آنان کشته می شوند. و بقیه با صد بدبختی و افتان و خیزان خود را به قایق های موتوری« گسک » که در کنار دریا منتظر نگه داشته بودند می رسانند.
امسال مراسم جشن باشکوه نیمه شعبان در قدمگاه امام زمان(عج) روستای میانخره با حضور آیت الله صفایی بوشهری نماینده ولی فقیه در استان بوشهر و امام جمعه بوشهر برگزار شد که عکس های این مراسم را تقدیم حضورتان میکنیم

نماینده ولی فقیه در استان بوشهر در مراسم جشن میلاد منجی عالم بشریت حضرت
مهدی موعود (عج) در قدمگاه آن حضرت در روستای میانخره شهرستان دشتی مردم
روستای میانخره را مردمی با فرهنگ، دارای تاریخی پر از شکوه و جلال،علم و
تقوا و عزت ذکر کرد و گفت: منطقه میانخره در تاریخ استان بوشهر مهد پرورش
بزرگان و علمایی چون آیت الله سید علی نقی دشتی میانخره ای که مایع افتخار تشیع، ایران و بوشهر
است.
صفایی بوشهری افزود: معجزات تاریخ سلسله انبیاء و اولیاء الهی وجود مبارک حضرت بقیة الله الاعظم است.
وی با اشاره به اینکه تمام ابعاد زندگی حضرت مهدی معجزه الهی است، تصریح
کرد: برگزاری باشکوه جشن نیمه شعبان نشان از عشق به ولایتمداری مردم ایران
است.
صفایی بوشهری علت مخفی نگه داشتن ولادت حضرت مهدی (عج) و غیبت او به خاطر
حفظ جان امام عصر(ع) عنوان کرد و افزود: چرا که دربار عباسی میدانست که
طبق احادیث فرزند امام عسکری قائم آل محمد است و چندین بار مأموران به
خانه امام عسکری ریختند تا حضرت را پیدا کنند و به شهادت برسانند.
این مسئول خاطرنشان کرد: معتمد عباسی از فرزندان و نسل امام عسکر ی (ع)
نیز وحشت داشت، زیرا میدانست اگر فرزند او زنده بماند خطر جدی برای حکومت
او است، از این رو با تدابیر ویژه سعی کرد از ولادت امام زمان (عج)
جلوگیری کند و آن حضرت را از بین ببرد.
امام جمعه بوشهر یادآور شد: حکمت دیگر اخفای ولادت امام زمان (عج) پیروی
از مشیت حق تعالی بود چون خواست حضرت حق تعلق گرفته بود که آخرین حجت خدا
تا زمان ظهور زنده بماند.
وی ادامه داد: به همین دلیل امام عسکری (ع) و حضرت مهدی (عج) مؤظف بودند
خود را از چشم دشمن مخفی نگه دارند چنان که از حمل نرجس خاتون حتی عمه
امام عسکری (ع) اطلاع نداشت تا سحرگاه نیمه شعبان در کمال ناباوری حضرت
متولد شد.
امام جمعه بوشهر عنوان کرد: وضعیت سیاسی و اجتماعی عصر امام حسن عسکری(ع)
نشان میدهد که خلفای عباسی به ویژه معتمد از امام وحشت داشتند، زیرا امام
از جایگاه مهمی برخوردار و مردم برای او احترام خاصی قائل بودند.
صفایی بوشهری یادآور شد: در احادیث داریم که قیام حضرت مهدی (عج) به مدت
هشت ماه طول میکشد و در این هشت ماه جهان را فتح میکند آمریکا، اسرائیل
و کشورهای متخاصم با حکومت اسلامی از بین میروند و حضرت عیسی (ع) نیز در
کنار حضرت مهدی (عج) رجعت میکند و دجال که نماد یهودیت است در بیت المقدس
میکشند و نماز شکر و نماز عظمت اسلام به امامت حضرت بقیت الله الاعظم به
پا میدارند.
وی اضافه کرد: افتخار شیعیان، ملت ایران و استان بوشهر این است که با تمام
وجود ولایتمدار و مطیع اهل بیت است و همه چشم انتظار ظهور آل محمد است.
این مسئول خاطرنشان کرد: هر چه به ظهور نزدیکتر شویم مسائل انحرافی و تعریفی در عرصه مهدویت بیشتر میشود.
امام جمعه بوشهر ابراز داشت: برخی ادعای مهدویت میکنند و میگویند ما
حضرت مهدی (عج) هستیم، برخی ادعای ارتباط با آن حضرت میکنند و برخی
افرادی را به یاران حضرت مهدی تطبیق میکنند، همه اینها به طوری که مقام
معظم رهبری فرمودند اشتباه است.
نماینده ولی فقیه در استان بوشهر گفت: باید جامعه اسلامی مواظب باشد فریب افراد انحرافی نخورد و انحراف در عرصه مهدویت صورت نگیرد.
وی تصریح کرد: هرکس در شرایط کنونی در عرصه ولایتمداری مقام معظم رهبری
است، این امتحانی است برای او و برای ولایتمداری در زمان حضرت مهدی (عج).
صفایی بوشهری متذکر شد: این دوران دوران امتحان است وهر کس در این دوران
ولایتمدار بود در کنار مقام معظم رهبری و در خط ولایت فقیه و در مسیری که
مقام معظم رهبری ترسیم میکند بود در زمان حضرت مهدی (عج) مطیع حضرت مهدی
و از یاران آن امام است و هر کس در خط ولایتمداری و رهبری نبود او مردود
است و در آن زمان در مسیر حضرت مهدی جایی ندارد.
این مسئول اذعان داشت: ولایتمداری در شرایط کنونی امتحانی است برای
ولایتمداری در زمان حضرت مهدی و به همین خاطر دشمنان هم اکنون تمام تهاجم
خود را بر اصل ولایتمداری متمرکز کردهاند و میخواهند جامعه را از این
روحیه جدا کنند و به اسلام ضربه بزنند و ولایت را تنها بگذارند و مردم را
جدا تا بتوانند ضربه را به اسلام و تشیع وارد کنند.








با عرض سلام خدمت شما دوستداران سرزمین بزرگ دشتی و خوانندگان همیشگی وبلاگ هکال(دشتی در آیینه تاریخ)
اینبار میخواهم یک شخصیتی را برایتان معرفی کنیم که از اسطوره های جنگ آوری در مبارزات جنوب علیه پیر استعمار بوده است.
با تشکر فراوان از استاد عزیزم جناب آقای هادی نژاد نویسنده و محقق بزرگ سرزمین دشتی که این مطالب را در اختیار بنده ی حقیر قرار دادند تا در این وبلاگ درج نمایم.
زایر عبدالحسین بوجیکی
زایر عبدالحسین فرزند زایر حسین فرزند محمد فرزند عبدالرضا از طایفه ی « اسماعیلی ها » و حدود سال 1249 خورشیدی در فقیه حسنان دشتی پا به عرصه ی وجود نهاد.میان خانواده ای که اهل تقوی و دیانت بودند ، در همان روستا رشد و نمو یافت.متأسفانه از دوران کودکی و نوجوانی اش هیچ اطلاع دقیقی در دست نیست.بنا به نقل شفاهی دارای قدّی رشید و بلند و چهره ای گندمگون بوده ، بسیار کم حرف و فروتن و همیشه در پایین مجلس می نشسته.بسیار شجاع و نترس و در اسب سواری ید طولائی داشته.در به کار بردن اسلحه و نشانه گیری بی نهایت ماهر و زبده بوده به طوری که به آسانی گنجشک ( بوجیک) در حال پرواز را آن هم از فاصله ای دور مورد هدف قرار می داده است.و به همین خاطر به بوجیکی معروف شد.
وی در طول حیات خود (حدود 85 سال) دو زن اختیار کرده و صاحب چهار پسر و پنج دختر شد.
اولاد و نوادگانش اکنون در فقیه حسنان و دیگر مناطق دشتی ساکن و از نظر روابط اجتماعی و خوش خلقی شهره اند.
زایر عبدالحسین دوران کهولت و پیری در باغ « پنزه» محله ای در شمال فقیه حسنان و در همسایگی باغ « حسین میری » گذراندند و سرانجام در همان جا و حدود 1334 ش در سن حدود 85 سالگی روحش به مرغزار جنان پر کشید.پیکر مطهرش به روستای میانخره انتقال و در جوار حاج سیدعلی نقی دشتی از مشاهیر و علماء و اجله سادات منطقه دشتی به خاک سپرده شد.
حال برمی گردیم به اصل موضوع و بیان نقش زایر عبدالحسین در تاریخ مبارزات مردم جنوب ؛ یکی از حوادث ایام زندگی ایشان ، حضور وی در جنگ دلوار است که بنا به مدارک موجود در آن جنگ شهامت و رشادتی بی نظیر از خود نشان داد و دوش به دوش رئیس علی جنگ مردان جنگ را در میدان حرب به منصه ظهور رسانده و عاقبت الامر با کشتن فرمانده قوای انگلیسی ، مهاجملن را پس از دادن تلفات زیاد مجبور به تخلیه دلوار و عقب نشینی به طرف بوشهر نمود.
ادامه ی این نوشته ها را در پست های بعدی به نگارش خواهیم گذاشت....

